ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

"من چنین‌ام که نمودم؛ دگر ایشان دانند"



گفت "هیچ اقدامِ مربوطی نمی‌کنی؛ نشسته‌ای در محلِ کارَت، انتظارِ مائده هم داری؟"

گفتم "دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار."


۳ نظر:

  1. تحلیلی را به حافظ چه کار!
    خسته ذهن، دلت برای عشق تنگ شده

    پاسخحذف
  2. عشق بازان چنین مستحق هجرانند.

    پاسخحذف
  3. خیلی دوست دارم که نظرت یا در واقع تعریفت از عشق را بدونم.چون تازه وبلاگت را میخونم و کمی هم نوشته های قبلی را نگاه کردم.دوست داشتم چیزی در این مورد از تو می خواندم .

    پاسخحذف