ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه

آسان‌گیری به اقتضای موقعیت [روایتِ ناپخته]




می‌دانستم بانو از آن آقا خوش‌اش نمی‌آید—حتی می‌دانستم بدش می‌آید. اما، به چشمِ من، لحن و نگاه و لبخندِ بانو در آن چند دقیقه دلبرانه بود.

یادِ خانمِ استاد افتادم. کمابیش هم‌سالِ من بود و به چشمِ من بسیار زیبا بود. در تمامِ چند ماهی که دستیارش بودم با من سرد و رسمی حرف زده بود؛ هرگز "تحویل نگرفته بود". بعد یک شب در کافه‌ای بودم و با شوهرش—که همدیگر را می‌شناختیم—وارد شدند. خانمِ استاد با لبخند با من احوال‌پرسی کرد. حتی کمی دلبرانه نگاه‌ام می‌کرد. 

فردا دوستِ خیلی نزدیکی برای منِ هنوزمتعجب توضیح داد که خانمِ استاد از من خوش‌اش نمی‌آید و نمی‌خواسته بیش از حدِ متعارفی به او نزدیک شوم. آن شب که با همسرش مرا دیده، هم جلوی خودش را (که شاید ذاتاً لوند است) نگرفته و میل‌اش به دلبری را مهار نکرده، و هم اینکه احتمالاً خواسته به من نشان بدهد که خاطرش—و بلکه خودش—متعلق به کسِ دیگری است و خواسته دل‌ام را بسوزاند.

۱۶ نظر:

  1. 1- خيلي بدبينانه در مورد يك استاد صحبت كردي صرف اين كه به تو نگاه كرد به خودت اجازه دادي كه در موردش با دوستات صحبت كني و لقب (ذاتا لوند!) را هم برايش اختصاص بدهيد. اگه اون روز مي گفت " بله حتما" از نظرت يك زن آزاد و روشنفكر بود ولي حالا كه تشنه نگاهت داشته به او مي گويي لوند؟ (اين احتمال را در نظر نگرفتي كه در مكان عمومي در حضور شوهرش احساس امنيت كرده است و در آن محل ديگر دستيار كاري اش محسوب نمي شدي. تو اصلا حد وسط نداري؟).
    2- به فرض محال كه آن خانم كار ناشايستي سر زده باشد ازدواج امري مقدس است و حرمت دارد. خيلي بي انصافي است كه رفتار يك زن متأهل را با دوستت كه احتمالا هيچ تعهد و قول و قراري با هم نداريد مقايسه كني. واقعا هم انتظار ناپخته اي داري!
    3- حسادت! گاهي دلپذير است.

    پاسخحذف
  2. معلومه دیگه
    اون طرف آب انقدر بهت ریدند و محلت نذاشتند که اینجا عقده هاتو خالی می کنی

    پاسخحذف
  3. روزگار خوبی نیست. استاد اخلاق در ستایش بی‌اخلاقی می‌نویسد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گل گفتی! بهترین جواب رو دادی

      حذف
    2. بسوزه پدر عاشقی....

      حذف
    3. حالا منظور تو چیه! یعنی ستایش صورت نگرفته یا بی اخلاقی؟

      حذف
    4. این‌که از کسی خوشمان نیاید و چنان نشان دهیم که انگار می‌خواهیم دلش را به دست آوریم. دورویی غیراخلاقی نیست؟

      حذف
    5. در ادامه، کاملتر بخواهم بگویم، استاد یادمان داده بود که حرفی که باعث ایجاد گمان دروغ در دیگری شود نیز دروغگویی است.

      حذف
  4. البته به بی‌اخلاقی ربطی ندارد اما بحث احساس مالکیت و ارزش دادن به آن هم دراین متن جالب توجه است.

    پاسخحذف
  5. "عشق نفرینی بی پروایی میخواد." و کاوه بی پرواست.

    عشق بازی کاوه هرچی باشه افلاطونی نیست. ولی یه کم نیچه ایه. فلسفه سکس کاوه همچین چیزیه: "من راضی، تو راضی، گور بابای ناراضی".

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. هاهاها...... خیلی خوب توصیف کردید. ولی در مورد بیرونی ترین لایه ی کاوه صحبت کردید. در واقع برای کاوه زن ها وقتی دورهستن گرامی ان. نگاه کنید به نوشته هاش. وقتی می نویسه که یا کیلومترها ازش دور شده باشن ، در بند گرفتار شده باشن، فقط یه حلقه ازشون به جا مونده باشه، سرد باهاش برخورد کرده باشن و یا جواب منفی بهش داده باشن! به نظر من در اصل انتظاری که کاوه داره یک عشق افلاطونیه ولی شاید تأکید می کنم شاید به خاطر یک تجربه ی تلخ وهمچنین به خاطرهوش زیادی که داره در این باره همیشه به تناقض می رسه و در نتیجه این فلسفه ای رو که شما جالب تفسیرش کردید برای خودش انتخاب کرده تا دنیا براش خیلی زشت و نا امید کننده نباشه. اما از یک طرف دیگه چرا زن ها ( در مورد همشون صحبت نمی کنم) باهاش همراهی می کنند : به نظر من نگاه فعلی جامعه ما به زن ها واقعا افتضاحه. مردها بیش از هر چیز از احساسات زن ها می ترسن. درسته که زن ها امروزحق دارند احساساتشون رو بروز بدن ولی در واقع با این کار اعتماد مردها ازشون سلب می شه. در واقع دنیای امروز زن های ما دنیای زشت و نا امید کننده ای هست چه احساساتشون رو بروز بدن و چه ندن. آزادی و تنهایی! در این دنیای زشت زن هایی برنده ان که دروغگو باشن پس اگه خوب دقت کنیم در واقع مردها هم بازنده ان.حالا وقتی این زن ها می بینن که کسی هست که بهشون این اجازه رو می ده که با خودشون صادق باشن نتیجه اش اینه که حاضر می ش باهاش همراهی بی چون و چرا بکنن تا با هم دنیای زیبایی بسازن ولی در واقع این وسط کاوه از نا امیدی به لذت گرایی پناه آورده و زن ها از نا امیدی به امید و آخرش هم به همون نقطه ای می رسن که از اول جامعه در موردشون قضاوت کرده. این که زن های جامعه به این نتیجه برسن که هر گند که این چند هزار سال مردها زدن ما هم می تونیم بزنیم، خوب نیست. اما این که "دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم" هم فاجعه است. پذیرفتن زن های خشن به معنای تبدیل نصف عناصر جامعه به موجوداتی که بویی که از انسانیت نبرده اند نیست بلکه کل جامعه به خشونت کشیده می شه.
      از نظر من فاصله ی ما تا حل مشکلاتمون در روابط زن ها و مردها خیلی زیاده . تا رسیدن به نقطه ای که کرامت انسان به معنای واقعی رعایت بشه. تا نقطه ای که زن ها صادقانه از بروز احساسات پاکشون نترسن و مردها بار همه ی اشتباهات و اختلاف ها و انحراف ها رو به دوش زن ها نندازن. تا موقعی که مردها و زن ها به یک اندازه درک درست و عمیقی از تعهد داشته باشن. اون موقع است که شاید عشق به باروری برسه.

      حذف
  6. aghaye nashenas ba texte tulani :) ghesmate avale texti ke neveshtid shayad dorost bashe ama ghemati ke darbare zanhast,shayad dar donyai ke shoma mishnasid injuri bashe ...ama be nazare man dorost bar axe chun tuye donyai ke zanha azad hastand ehtyaji be dorugh goftan nadrand! vaghti ehtyaj be dorugh goftand darand ke mikhan be har gheimati ye mardo negah darand hala be har es mi...ama vaghti do tarafe rabete einan mesle ham fekr mikonand va hadafeshun faghat khosh gozaruni hast che eshkali dare ? chera faghat aghayun haghe ye hamchin rabetei ra dashte bashand ...inkar vaghti eshkal dare ke yek tarafe rabete be khatere sex ya baham budan dorugh mige ya mige mikham bahat ezdevaj konam ya inke baraye hamishe dustet daram ...zemnan eetemad dashtan tuye rabete be inke har taraf che gozashtei dashte hich rabti nadare ya inke cheghadr rabeteye jensi dashte...harkasi hagh dare noe zendegisho entekhab kone va darbarye tanha mundan bayad begam che basa zanhaye ziadi hastand (va mardha) ke ezdevaj kardan va ehsase tanhai mikonan...baraye khoshbakhti ham tosife khassi vojud nadare ....

    پاسخحذف
  7. اول اين كه اشكال شرعي داره. دوم اين كه اصلا اين رابطه بدون احساس عميق چه لذتي داره؟! اتفاقا نشون مي ده كه ادم هايي كه با اين ديد به مسأله نگاه ميكنن هيچ دركي از رابطه ي جن.سي ندارن (قابل مرجع دهي است). سوم اين كه اتفاقا اكثر آدم هايي كه ادعا مي كنن خيلي فكر بازي دارن بيشتر چارچنگولي مواظب طرفي كه براشون مهمه هستن و حاضر به انجام هر عمل ناشايستي براي دور كردن افراد ديگر از آن فرد هستند(يك فرد واقعا آزاد شده از اين طريق در دور و برتان ديده ايد؟)! (همين ادعاشون دروغ بي نهايت بزرگيه!). چهارم تو دنيايي كه آدم هاي با گذشته ي خوب هم اشتباه ممكنه بكنن چرا گذشته ي آدم ها اهميت نداشته باشه؟
    احساس رضايت ندارند و بنابراين هر روز هر كس بايد با كسي جديد باشد!! . به چنين سطحي از لذت واقعا نياز داريد؟!!!! لابد وارد كردن بچه ها هم به اين معركه اشكالي ندارد! فكر نمي كنيد يك كم لازم باشد اين آدم ها زحمت بكشند و مسائلشان را ريشه يابي و حل كنند. در ضمن طلاق براي همين روزهاست.نه. اتفاقا آدم هاي اين شكلي بعضا خوب هم فرم زندگي را حفظ مي كنند و مشخصا به دلايل مادي!! لابد براي شما توجيه خوبي است و قابل بحث نيست اگر بعد غيرمادي را ناديده مي گيريد.
    و در مورد زنها! بسيار اشتباه برداشت كرده ايد. در مورد دخترها كه امار عيني خوبي دارم و در مورد زن ها به عنوان مثال من اتفاقا ديروز با دو زن مسن( پنجاه و اندي) و بسيار شاد ملاقات داشته ام كه هر دو در سن جواني همسرانشان را از دست داد ه اند. و اتفاقا يكي از آن دو دوست فمنيستي داشت و صحبت از طرف من هدايت شد و گفتند كه دوست فمنيستشان معتقد است كه حتي زن متأهل مي تواند رابطه هاي خارج از ازدواج داشته باشد . براي اين خانم با وجود فقدان 18 ساله همسرشان چنين خلائي وجود نداشت.
    فقط آدم هاي دور و بر من اينگونه هستند؟! تا جايي كه من تجربه كرد ه ام حتي در خارج از ايران چنين چيزي به اين صورت كه توسط يك سري افراد خودنما و توخالي در ايران تبليغ مي شود اصلا به عنوان يك فرم معمول پذيرفته نشده است. بعد از گذراندن دوره ي نوجواني ديگر تغيير پارتنر و تعدد آن معني ندارد. كجاي دنيا مردها اينقدر بي رگ شده اند؟ در برخي قسمت هاي اروپا آنقدر تعهدها عميقند كه بعضا ثبت ازدواج دمده شده است آن وقت شما مي خواهيد در ايران ترويج بي بندوباري پس از ازدواج بدهيد! در فرهنگ غربي اشتباهات انساني قابل گذشتند ( مگر اكثر مردم ما در زندگي شان با مسائل همين طور برخورد نمي كنند؟!) نه اين كه مايه ي مباهات و افتخار!!!

    پاسخحذف
  8. شاید در حضور همسرش احساس امنیت کرده و بالاخره توانسته گرم و دوستانه رفتار کند بدون اینکه رفتارش را جور دیگری تعبیر کنند.

    پاسخحذف