ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۲۱, چهارشنبه

نقشِ آریایی‌بودن در فوتبال


تصویرهایی که در این ویدئو هست به نظرِ من بد و نابجا است و با بدسلیقگی ساخته شده است. این بچه‌ها در کجاهای ایران دارند فوتبال بازی می‌کنند؟ (برجِ میلاد را هم چند ثانیه‌ای می‌بینیم؛ در بعضی صحنه‌ها، ساختمان‌ها و طبیعت مرا یادِ شمالِ آفریقا و صحراهای امریکا می‌اندازد). آیا قرار است باور/تصور کنیم که داریم تصاویری از بچه‌های ساکنِ ایران می‌بینیم؟ آیا بچه‌های ایرانی نوعاً فقیرند و روی ماسه فوتبال بازی می‌کنند و بعضاً کفش هم ندارند، اما در عین حال توپِ خیلی خوب و دروازه‌ی بزرگِ توردار دارند و دریبلِ زیدانی می‌زنند؟

و اما متنی که آرش می‌خوانَد به نظرِ من خیلی بد است. 

 نسلِ من نسلِ آریا.

آیا منظورِ گوینده این است که ایرانیان—که چندده‌میلیون نفرند—از نژادِ دست‌نخورده‌ی آریایی‌اند؟‌ همگی؟ بچه‌های این کلیپ، و آندو و اشکان و سیدجلال و احسان و گوچی و آرش لباف و این وبلاگ‌نویس همگی آریایی هستیم؟ یا شاید آنانی که واقعاً (و به معنایی که بر من روشن نیست) آریایی‌اند برتری‌ای بر دیگران دارند؟ آریایی‌بودنْ افتخار است؟ تفاخر به آریایی‌بودن برای من یادآورِ نژادپرستیِ متعفنی است.


کورشِ کبیر سلطانه
آرشِ کمانگیر اهلِ ایرانه

 "سلطان"خواندنِ کورشِ هخامنشی به نظرم بامزه است، و این سؤال هم هم‌چنان برای من مطرح است که، با فرضِ اینکه کورشْ عادل و خردمند و قوی بوده،‌ موضوع دقیقاً چه ربطی به ما دارد. احتمالاً اگر افتخارِ فوتبالی‌ای داشتیم که در سطحِ جهانی مطرح می‌بود لازم نمی‌شد که در کلیپی فوتبالی به آریایی‌بودمان (؟) بنازیم: گل‌ها و جام‌هایمان را نشان می‌دادیم. به هر حال، شاید جالب‌تر از همه‌ی اینها: متن‌نویسِ ترانه در بیانِ اینکه ما بسیار قدرتمند و پرافتخار و نژاده و خون‌گرم و خاکی می‌باشیم، این را ذکر می‌کند که آرشِ کمانگیر هم ایرانی است—افتخار به هم‌وطن‌بودن با شخصیتی افسانه‌ای هم حکایتی است.

۶ نظر:

  1. کلا نباید آرش رو جدی گرفت.......
    کسی که معروفیتش به خاطر "بیا تو - خودت بیا تو" هست،این قدر جدی گرفتن نداره.خدایی حالا که حرف خوندن شد ، حیف نیست آدم داریوش رو سیاوش و ابی رو ول کنه بره آرش گوش کنه...:)

    پاسخحذف
  2. از این خوشحالا ببین:
    https://www.youtube.com/watch?v=Nz7U0g8Puqc

    پاسخحذف
  3. اگر شواهد تجربی متعدد و محکمی وجود داشته باشد که اولا نشان دهد دسته ای از افراد هستند از حیث داشتن یک ویژگی مثبت – مثلا داشتن قوه استدلال منطقی یا قوه درک مفاهیم فلسفی از دسته ی دومی از افراد به طور معناداری قوی تر هستند٬ ثانیا اکثر اعضای مجموعه های اول و دوم اتفاقا به دو نژاد متفاوت تعلق دارند و در این مورد خاص معیار ما برای تفکیک نژادها ملاحظات صرفا ژنتیکی است (http://en.wikipedia.org/wiki/Race_(human_classification) و ثالثا عوامل ژنتیکی موثرترین عامل در این تفاوت هستند. آیا در این جا ناپسند است که بگوییم افراد این نژاد از حیث این دارا بودن این ویژگی – که فرض شده است مزیتی است – بر افراد آن نژاد برتری دارند؟ حال اگر فرض کنیم این نسبت کمابیش درباره بسیاری از ویژگی مثبت برقرار است. چرا ناموجه است اگر بگوییم "افراد نژاد الف بر افراد نژاد ب در بسیاری از موارد مزیت دارند."؟
    به نظرم آن چه "نژاد پرستی" می خوانیمش آن جایی "بوی تعفن" می گیرد که یا شواهد تجربی برای ادعا کافی نیستند؛ یا به بهانه برتری در داشتن یک ویژگی٬ نژاد "پائین تر" از حقوقی که با داشتن یا نداشتن این ویژگی بی ارتباط است محروم می شوند (مثلا به دلیل ضعف در علوم محض از حق ازدواج محروم شود)؛ یا این یافته علمی بهانه ای برای توهین به شخصیت افراد می گردد. بررسی محقق شدن امکان اول فعالیتی نظری است که محتاج تحقیق و آزمایش است و نباید به طور پیشینی مورد قضاوت – سلبی یا ایجابی – قرار گیرد (هرچند قبول دارم٬ حداقل در این حوزه خاص٬ کمتر تحقیقی می تواند عاری از تعصب و پیش فرض باشد) موارد بعدی هم مربوط به چگونه به کار بستن این یافته ها در عمل است که – خوب یا بد – ارتباط مستقیمی با خود نظریه ندارند.
    واژه "پرستی" تقریبا بعد از هر واژه به جز "خدا" بیاید ناخودآگاه بار منفی زیادی را به آن نظریه وارد می کند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. شما مثل این‌که مقاله‌ی ویکپدیا را که بهش ارجاع داه‌اید نخوانده‌اید. در آنجا نوشته
      There is a wide consensus that the racial categories that are common in everyday usage are socially constructed, and that racial groups cannot be biologically defined. Nonetheless, some scholars argue that racial categories obviously correlate with biological traits (e.g. phenotype) to some degree, and that certain genetic markers have varying frequencies among human populations, some of which correspond more or less to traditional racial groupings. For this reason there is no current consensus about whether racial categories can be considered to have significance for understanding human genetic variation

      مطلب زیرمروری دارد بر هشت آهنگ‌ ایرانی ساخته شده در مورد جام جهانی ( نمی‌دانم چرا آهنگ آرش در میان این آهنگ ها نیست). نویسنده در کاربرد مفاهیم و اصطلاحات خیلی دقیق نیست اما نتیجه‌گیری آن را می‌توان پذیرفت
      http://www.radiofarda.com/content/f35_iran_wolrd_cup_musics_and_songs/25420317.html

      حذف
    2. متوجه نشدم انتقاد شما دقیقا متوجه کدام جمله (ها) از حرف های من بود. حدس می زنم تصور کرده اید جایی که گفته ام "ملاحظات ژنتیکی" فرضم برگرفته از آن مقاله بوده است. در حالی که این صرفا فرض من بوده است. برای تعریف نژاد به آن مقاله ارجاع دادم که در آن یکی از ملاک های تقسیم بندی نژادها تفاوت های ژنتیکی است. و کامنت من مبتنی بر این ملاک بود. فکر می کنم جایی که گفته ام "معیار ما برای تفکیک نژادها..." روشن می کند که قصدم تمرکز بر ملاک ژنتیکی از میان ملاک های ذکر شده در آن مقاله بود
      دوم این که صدق و کذب تمام نوشته من کاملا مستقل از داده های تجربی یا توافق دانشمندان بوده است چرا که به صورت مشروط بیان کرده ام: :"اگر شواهد تجربی متعدد وجود داشته باشد ...". این که دانشمندان سر چه چیز توافق دارند یا ندارند ارتباطی به معنایی که من در نوشته ام از "نژاد" مراد کردم ندارد. بقیه مقدماتم هم هیچ ناسازگاری با یافته های دانشمندان و توافقات ان ها ندارد. واضح است که نوشته من گزارش مقاله ویکیپدیا نبود هر چند در تعریف نژاد از سه بند اول مقاله فوق شروع کرده ام.

      حذف
  4. کجای نژاد پرست بودن متعفن است؟

    پاسخحذف