ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۶, شنبه

بازارِ انتشارِ پژوهش در غرب

اینکه دانشمندانِ طرازِ اولْ همکاری با شرکتِ انتشاراتیِ عظیمِ اِلزِویر را تحریم کنند بی‌سابقه نیست. از مهم‌ترین چیزهایی که این دانشمندان به آن اعتراض داشته‌اند قیمتِ بسیار بالای محصولاتِ این شرکت است، که به‌نظر می‌رسد که مخصوصاً در دو دهه‌ی اخیر با کاهشِ عظیمِ هزینه‌های تولید (مشخصاً هزینه‌های حروفچینی و نمونه‌خوانی، در نتیجه‌ی رواجِ نشرِ رومیزی) توجیهِ معقولی نداشته باشد. اولین نمونه‌ی مشهورِ این تحریمْ تحریمِ مجله‌ی توپولوژی بود که در ۲۰۰۶ اعضای هیأتِ تحریریه‌اش دسته‌جمعی استعفا کردند (مجله در ۲۰۱۲ کاملاً تعطیل شد). بعداً، با دعوتِ عامِ تیموتی گاؤِرز در وبلاگ‌اش، این تحریم به شکلِ گسترده‌تری و با نامِ هزینه‌ی دانش مطرح شد. [نخریدنِ محصولاتِ الزویر جزوِ موضوعاتِ تحریم نیست؛ تحریم‌کنندگان از بعضی از (یا همه‌ی) این کارها پرهیز می‌کنند: منتشرکردنِ مقاله در نشریاتِ این شرکت، داوریِ مقالاتِ نشریات‌اش، ویرایشِ نشریات‌اش.]

دیلی‌نوس خبر داده است که اخیراً‌همه‌ی اعضای هیأتِ تحریریه‌ی مجله‌ی پژوهشیِ لینگوئای الزویر استتعفا کرده‌اند. شخصاً طرفدارِ بازارِ آزاد هستم و معتقدم هر چیزی را، یا تقریباً هر چیزی را، باید بشود با هر قیمتی برای فروش عرضه کرد؛ اما این هم هست که معتقدم شهروندان باید در کارهایی از جنسِ تحریم و تبلیغ هم آزاد باشند. و برایم دلپذیر است دیدنِ اینکه اهالیِ آکادمیای غرب دغدغه‌ی معقول‌بودنِ قیمت دارند. و اینکه، طبقِ گزارشی، برخی اعضای هیأتِ تحریریه‌ی لینگوئا تصمیم دارند مجله‌ی جدیدی منتشر کنند.

در موردِ خاصِ لینگوئا نکته‌ی دیگری هم هست. بنا به همان گزارش، استادی از برلین دیگران را با این توضیح دعوت کرده است به نپذیرفتنِ دعوتِ احتمالیِ الزویر برای پیوستن به هیأتِ تحریریه‌ی مجله: "شاید احساس کنید پیشنهادِ الزویر مفتخرتان کرده اما دوباره بیندیشید: شهرتِ خوبِ مجله را پژوهشگرانی مثلِ ما ساخته بودند. این شهرت حالا به مجله‌ی جدید منتقل می‌شود." 

۳ نظر:

  1. شخصاً طرفدارِ بازارِ آزاد نیستم و معتقد نیستم *هر چیزی* را، یا تقریباً هر چیزی را، باید بشود با هر قیمتی برای فروش عرضه کرد. اما *به ضرس قاطع* فکر می‌کنم آن‌ها که سنگِ بازار آزاد را به سینه می‌زنند ودرعین‌حال مخالف‌اند که "شهروندان باید در کارهایی از جنسِ تحریم و تبلیغ هم آزاد باشند"، مزورانی دروغگو بیش نیستند. طبعاً اگر اسم کسی را اینجا بیاورم، این کامنت منتشر نمی‌شود و البته سیاستِ درستی است. اما بگردید و مصادیق داخلی‌اش را بیابید.

    پاسخحذف
  2. زندگی نفرت انگیز در جهان بازار( هر چیزی را، یا تقریباً هر چیزی را، باید بشود با هر قیمتی برای فروش عرضه کرد)، و تلاش های پر ارزشِ کم ثمر(شاید احساس کنید پیشنهادِ الزویر مفتخرتان کرده اما دوباره بیندیشید: شهرتِ خوبِ مجله را پژوهشگرانی مثلِ ما ساخته بودند.)

    پاسخحذف
  3. این کتاب شاید برایت جذاب باشد:

    https://books.google.ca/books?isbn=0385350589

    پاسخحذف